هاشم معروف الحسني ( مترجم : حميد ترقى جاه )
114
سيرة المصطفى ( ص ) ( فارسي )
مژده مىدهد كه خداوند او را به همسرى من در آورده ، و آيهء زير را تلاوت مىفرمود : « وَ إِذْ تَقُولُ لِلَّذِي أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِ وَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِ أَمْسِكْ عَلَيْكَ زَوْجَكَ وَ اتَّقِ اللَّهَ وَ تُخْفِي فِي نَفْسِكَ مَا اللَّهُ مُبْدِيهِ » ( احزاب / 37 ) ( هنگامى كه تو به آنكه خداوند به او نيكى كرد و تو به او نيكى كردى مىگوئى ، همسرت را براى خود نگهدار و از خدا پروا كن ، و آنچه را كه خداوند آشكار خواهد ساخت در دل خود پنهان مىكنى . ) يعنى تو ميل خود به زينب و تصميمت را بر ازدواج با او در دل خود پنهان مىدارى و از مردم مىترسى درحالىكه خداوند سزاوارتر است كه از وى بترسى . « فَلَمَّا قَضى زَيْدٌ مِنْها وَطَراً زَوَّجْناكَها لِكَيْ لا يَكُونَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ حَرَجٌ فِي أَزْواجِ أَدْعِيائِهِمْ إِذا قَضَوْا مِنْهُنَّ وَطَراً وَ كانَ أَمْرُ اللَّهِ مَفْعُولًا » » ( احزاب / 37 ) ( پس چون زيد كام خويش از او برآورد ، او را به همسرى تو در آورديم تا بر مؤمنان در همسرى با زنان پسرخواندگانشان هنگامى كه كام خود از آنان گرفته باشند تنگنائى نباشد ، و فرمان خدا شدنى است . ) ( 1 ) بيشتر مورخان و مفسران سنى و شيعه هنگامى كه ازدواج پيامبر با زينب دختر جحش را يادآور مىشوند موضوع را خلط مىكنند و پيامبر را در پايگاه انسانى عادى قرار مىدهند كه انديشهاى جز سير كردن هوسهايش اگر چه از راه غير مأنوس ندارد . شايد برخى بىآنكه قصد بدى داشته باشند او را در اين مرتبه قرار مىدهند و به هدفى كه دشمنان پيامبر بخاطرش اين گونه حكايات را وضع كردهاند توجه ندارند ، درحالىكه آنچه امثال طبرى يا ديگر سيرهنويسان در اطراف زنان وى آوردهاند يا از ساختههاى منافقان است كه خود را در روزگار پيامبر در پوشش اسلام پنهان نموده و پس از او مدتى زنده بودند و در طى آن كارى جز تحريف و دست بردن در حقايق اسلامى و دروغگوئى و آشفته ساختن واقعيتهاى مربوط به پيامبر ( ص ) و اسلام نداشتند . و يا از ساختههاى امويان سرسختترين دشمنان اسلام است . اينان گروهى را كه براى اين هدف صحابه ناميده بودند